هدیه ک از شیر گرفته شد، با تمام سختی هاش الان شب ها راحت میتونم بخوابم یعنی دقیقا دو شبه که دیگه بهونه نمیگیره و راحت هستم.صبح ها هم تا ساعت نه ده میخوابه ولی دیگه تا شب نمیخوابه.
زندگیم یه جور خوبی هست تقریبا، با نیما بهتر کنار میام و وقت هایی که هدیه خوابه بیشتر درس میخونم و لغت حفظ میکنم.
مریم عزیزم سپاس که جویای حالم بودی ^^ :*
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
برچسب:
نویسنده: سام سامانی
سلام دوست های خوشگلم
ممنون که به فکرم بودین ^^
چقدر خوبه آدم کسی رو داشته باشه که نگرانش باشه
نیستم چون من قبلا یه بلاگ دیگه داشتم که الانم اونجام. جریان اینه که سخته دو تا بلاگ رو کنترل کنم. و زندگیم هم بهتر از قبل شده و دیگه احساس خفگی نمیکنم.
بهتون سر میزنم :-)
برچسب:
نویسنده: سام سامانی